كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
934
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كنار دريا غارت و تاراج كرده قتل بسيار كرد و امير شيخ نور الدين خزاين و اموال قيصر را قطار قطار و مهار مهار ، با زن و فرزند و ساير متعلقان قيصر و كنيزان چنگى ، آورده در كوتاهيه به عرض رسانيد و حضرت صاحبقران عنايت فرموده زن قيصر دسپينه « 1 » نام دختر لاس فرنگى را با دختر و متعلقان پيش قيصر فرستاد و دختر لاس كه تا غايت در خانهء قيصر از دين بيگانه بود ، چون مكارم اخلاق آن حضرت مشاهده نمود ، به شرف اسلام مشرّف شد و شيخ شمس الدّين محمّد جزرى را هم آورده بودند . به تقبيل انامل فياض سرافراز گشته در سلك ارباب عمايم ملازم شده انتظام يافت و امير محمد پسر قرامان را كه دوازده سال در بند ايلدرم بايزيد بود . مصرع چون به درگاه شاه آوردند آن حضرت او را به خلعت و كمر نواخته و منظور نظر عنايت ساخته ولايات قرامان مثل قونيه و لارنده و آق سرا و انطاليه و علائيه را به او سيورغال فرمود و آق شهر نيز كرم نمود و سالها آن ممالك در تصرّف او و فرزندان مسلّم بود . مصرع ولايات بخشد كسى را كه خواهد . ذكر نهضت همايون پادشاه ربع مسكون از كوتاهيه چون مدت يك ماه ، قبهء بارگاه فلك اشتباه در كوتاهيه به اوج مهر و ماه برآمد ، صاحبقران جهانستان از آنجا نهضت فرموده روان شد و اميرزاده محمد سلطان ضبط آغرق خود را در شهر نو به عهدهء امير شمس الدين عباس كرده و اميرزاده ابا بكر و امير سونجك را ملازم ركاب عالى داشته به اردوى همايون رسيدند و دولت دستبوس يافته پيشكشها كشيدند . و در اين اثنا ، حضرت صاحبقران فرمود كه صاين تمور و برادران و فرزندان او را ، جهت جريمهاى كه به ظهور آمده بود ، به ياساق رسانيدند و اميرزاده
--> ( 1 ) . دسپينه همان كلمهء دسپينا DESPINA يونانى است به معناى شاهزاده خانم ، شاهدخت .